محرم آمد مهدی جان تسلیت...


سلام به تمام دریادلان نسل انتظاری٬ سلامی به وسعت فدک" مهریه ی مادرم زهرا(س)"٬ سلامی عاشقانه بر آنان که در حسرت دیدار یار بال و پر میزنند و سلام من به فاطمیون٬ آنان که در تب و تاب محرمی دیگر بی تاب می شوند و در فراغ مولایشان بر مصائب حسین فاطمه اشک میریزند...
وباز هم محرمی دیگر٬ نمی دانم از شور و شوق حسینی بگویم و یا که از مصائب فرزند فاطمه٬ سردر گم مانده ام که فریاد برآورم: ای آنکه غمت از همه شادی دل انگیز تر است و یا سر در گریبان گیرم و بر زخم های تن ۳ ساله ای و گلوی پاره شده ی ۶ ماهه ای اشک بریزم و فریادی از سر غیرت برآورم٬ و یاکه نه از عمه ام زینب بگویم! همان که بر روی تل زینبیه وا مصیبتا سر داد و در محفل یزید سخنی گفت که عالم هنوز هم از شنیدن آن در حیرت است: ما راُیت الا جمیلا...
براستی که نمیتوان وصفی بر محرم و عاشورا گفت٬ ولی به گمانم می توان از آن درس هایی گرفت٬ در کربلا یک ندا طنین انداز شد و آن محبت بر ولایت بود٬ آنان ولایی بودند که آسان دل بریدند و چیزی جز تسلای دل مولایشان در ضمیرشان تداعی نمی شد٬ و خوشا به حال آنان...
حدیثی از مولایمان حسین(ع) شنیدم که تنم را لرزازند! ایشان میفرمایند: اگر من زمان مهدی موعود را درک میکردم تمام عمر خدمتگذار ایشان بودم... حسینی که عالم همه دیوانه ی اوست این چنین می گوید و ما در حال و هوای دنیایی خود فرو رفته ایم و مولایمان را در غربت مظلومانه خویش رها کرده ایم...
اما...
محرم آمد و وقت آن است که برای دل زخم دیده ی مولایمان تسلایی باشیم و عهدی ببندیم با مهدی فاطمه که تا نثار آخرین قطره ی خون پشتیبان و فدایی ذریه ی زهرا(س)٬ مولایمان سید علی باشیم که براستی شادی دل حسین زمانمان "امام خامنه ای" تسلایی است بر دل پر درد مهدی صاحب الزمان(ارواحنا فداه)...
خوب گوش کنید...
گویا صدایی به گوش می رسد! صدایی آشنا با نوایی قریب!
گویا ندایی است از مهدی موعود:

در هنگام جاری شدن اشکهایتان در زیر خیمه ی اباعبدالله٬ برای فرج دعا کنید که ظهور نزدیک است...