سلام
بسم الله
سلام بر عشق ، سلامی به وسعت انتظار
سلام بر شهید ، سلامی به بلندای تاریخ ارزشها
سلام بر نسل انتظار ، سلامی به قداست صبرشان
سلام برسیمای شهادت ، سلامی به صلابت اعتقادشان
سلام بر امتداد پایداری ، سلامی به غریبی غربتشان
و سلامی از سر جان و به مفهوم عشق و ارادت بر یگانه جایگاه والای هستی
ولایت
درود بر دوستان دوست داشتنی خودم که دیگه از سر خجالت نمیگم: ببخشید که نبودم یه مدت!
سال نو به همگی شما خوبان مبارک انشالله و امیدوارم که سالی پر از انتظار رو سپری کنید!!!
حرف دل بسیار است و لیاقت برا بیانش هیچ! حرفهایی که همیشه اشک داره؛ گاه به شوق و گاه به غم...
اجازه بدید قلم و ادبیات رو کنار بگذارم و خودمونی بگم از درد دل هام؛ میگم برا نسل انتظار چرا که
دلشون دریاست و انقدر زلال که به آهی و دعایی درد رو دوا میکنند...
امسال جنوب نرفتم، وسط باد شدید فکه سر تا پام خاکی نشد ، تو سه راهی شهادت گیج نشدم که کدوم طرف برم و رو کدوم خاک بیفتم و انقدر هق هق کنم تا... ، کنار اروند نرفتم تا به مهدی باکری فکر کنم و نیش خند بزنم به جهالت اونایی که می خواستند باکری و همت رو مصادره کنند! غروب شلمچه رو ندیدم و این بار دلم با ندیدنش پر پر شد... ، چمران به دهلاویه راهم نداد تا لحظه ی شهادتش رو ببینم و فیلم قریب ترین و غریبترین مفهوم ذهنم یعنی مادر شهید رو با چشمان نمناکم حس کنم... ،امسال تنها شدم و نتونستم به محمد ابراهیم سمند الدوله رفیق چندین و چند سالم در هویزه سر بزنم...
شرهانی ، فتح المبین ، چزابه و خرمشهر و همه و همه امسال تنهام گذاشتند و من خیلی ازشون دور بودم خیلی...!!!

اجازه بدید تو این پست زیاد حرف نزنم و انشالله قول میدم که زود زود به روز بشم تا که شاید از نسل انتظار بیش از این عقب نیفتم و البته محتاج دعای دوستانم...
برای فرج دعا کنید که ظهور نزدیک است...