جنگ امروز...
بسم رب الحسين(ع)
صل الله علي الباكين علي الحسين(ع)
جهاد در راه خدا سعادتي است كه حضرت حق به هر كسي توفيقش را نميدهد؛ بايد بصير باشي، خبير باشي و بيدار تا كه نداي "هل من ناصر" ولي زمان را درك كني! در اين زمانه "اي كاش ها" گريبان گير ما شده است! اي كاش در مدينه...!!!اي كاش در كربلا...!!! اي كاش در كوفه و شام...!!! خوشا به حال دريا دلاني كه درست 32 سال پيش با عمق جان نداي جهاد امام روح الله (ره) را در ك كردند و قدم در كربلا گذاشتند؛ في سبيل الله جنگيدند و جانشان را فداي اسلام كردند و برایشان مهم نبود در چه رتبه اي فدا شدند! در چه مسئوليتي بودند! فقط براي خدا رفتند و حسرت و آهي از ته دل گذاشتند براي ما كه عجب ابر مرداني بودند...!!! و ماند براي ما يك اي كاش ديگر! تازه آدم ديوانه ميشود وقتي ميشنود تمام شهدا در قيامت به مقام حضرت عباس (ع) غبطه ميخورند...!!! اينجاست كه ديگر ناي حسرت هم برایمان نميماند ، عقب ماندن از قافله جهاد براي خدا...
هميشه جاهاي خيلي حساس ولايت به داد ما ميرسد! سفينة النجاة و مصباح الهدی راه را به ما نشان ميدهد؛ عجب زيبا و مدبرانه شرح دادند ميدان جهاد امروز را حضرت امام خامنه اي:
"ميدانِ امروز، ميدان پيچيده ترى است. رفتن در عرصهى جنگ و قتال و مبارزه كردن و مسئوليت به عهده گرفتن، بعد هم به شهادت رسيدن يا جانباز شدن، يا به سلامت برگشتن، حضور در آن ميدانْ كار خطرناكى است، اما پيچيدگى ندارد. حضور در ميدانِ امروز در مقابلهى با توطئهى دشمن، حملهى دشمن، و صفآرائى اين دو صف و دو جبههى برجسته پيچيدگىهائى دارد؛ ممكن است آن خطرات نقدِ آن روز، امروز نباشد، لكن پيچيدگىهاى بيشترى دارد. امتياز آن صحنه اين بود كه كسى كه ميرفت، خلوص واضحى از خود نشان ميداد. ورود در آن ميدان، ورود در ميدان مرگ و زندگى بود؛ شوخى نبود: هم شهامت لازم داشت، هم فداكارى لازم داشت، هم ايمان لازم داشت، هم توكل به خدا لازم داشت، و ميرفتند شهيد ميشدند. امروز در ميدانهاى مختلف، همان ايمان، همان شهامت لازم است... ؛ خلوص را بايد تضمين كنيم و در مجموعهى كارها تضمين كنيد. اين يك قدرى سخت است. يك علت اينكه جهاد در ميدان مقابلهى با نفس و مسائل معنوى، «اكبر» ناميده شده است، همين سختتر بودن كار است. در جنگ با دشمن - جنگ نظامى - انسان راحت ميتواند آن ميزان خلوص خود را و ميزان خلوص ديگران را اندازهگيرى بكند؛ راحتتر ميشود اندازهگيرى كرد، اينجا نه؛ اينجا، هم خود انسان دچار اشتباه ميشود، هم ديگران در شناخت انسان دچار اشتباه ميشوند..."
آري ميدان جنگ هنوز برپاست با اين تفاوت كه اينجا رزمنده شدن بسي دشوارتر است! جهاد رنگي ديگر به خود گرفته است! جهاد علمي و فرهنگي در اولويت است و فضا بسيار غبار آلود است! تمييز بين حق و باطل بسيار دشوار! آنجا دشمن رو به رو بود و اينجا تشخيص دشمن و نوع حمله از دشوارترين كارها...!!! ولي اين ميدان نيز فدايي ميخواهد؛ اگر نياز به انقلاب فرهنگي را لازم ميدانيم پس بايستي بپذيريم انقلاب فدايي ميخواهد! چطور است قدري از شهدا الگو بگيريم؟؟!!! جايگاه ايستادن و جنگيدن برايمان مهم نباشد! شانه خالي نكنيم از جهاد به بهانه اينكه در آينده در جايگاه مهمتري ميجنگيم! اين ميدان جانبازي هم دارد! گاه بسيار تهمت ها نثار شما ميكنند و تيرهاي كينه و جهالت يكمرتبه شما را نشانه ميرود!و چه زيباست كه آنگاه ندا دهيم كه اي تيرها مرا در گيريد كه تا پاي جان براي دين رسول الله ايستاده ام. ولي چه زيباست ماندن و جنگيدن، بايد خودمان را در اين ميدان خرج كنيم و به هوس فردا ننشينيم چرا كه فردا آزموني ديگر در راه است...؛آري اي جهانيان! با تمام وجود لبيك يا سيد علي را فرياد زده ايم و پا در عرصه جهاد نهاده ايم و از خدا مدد ميجويم كه بصيرت ما را در اين ميدان بسيار پيچيده بالا ببرد و توفيق فدا شدن را به ما عنايت فرمايد...
و چه زيبا ميگويد سيد شهيدان اهل قلم؛ شهيد آويني:
نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون توست و انتظار تو را می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات بگشایی و از خود و دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف حصین لازمان و لامکان ولایت ملحق شوی وفراتر از زمان و مکان ، خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب امام عشق به شهادت رسی ...
اما ای دل نیک بنگر که زبان رمز چه رازی با تو باز گو ید : (کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا ) یعنی اگر چه قبله در کعبه است اما : (فا ینما تولو فثم وجه الله) پس به هر طرف روی کنید به سوی خدا روی آورده اید ، یعنی هر کجا که پیکر صد پاره تو بر زمین افتد آنجا کربلا است نه به اعتبار لفظ و استعاره که در حقیقت هر گاه که علم قیام تو بلند شود عاشورا است ، باز هم نه به اعتبار لفظ و استعاره...
پس اي دوستان من؛ لباس رزم در اين جهاد را مقدس بدانيد چرا كه:
ظهور نزديك است...